نقش واسطهای رضایت از نیازهای بنیادی روانی در رابطه بین روابط موضوعی اولیه و گرایش به افکار خودکشی در نوجوانان
کلمات کلیدی:
روابط موضوعی اولیه، نیازهای بنیادی روانی، افکار خودکشی، نوجوانان، تحلیل مسیرچکیده
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطهای رضایت از نیازهای بنیادی روانی در رابطه بین روابط موضوعی اولیه و گرایش به افکار خودکشی در نوجوانان 12 تا 18 سال شهر یاسوج انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی و مبتنی بر تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل تمامی نوجوانان 12 تا 18 سال شهر یاسوج در سال 1404 بود که از میان آنان 384 نفر بر اساس جدول مورگان و کرجسی و به روش نمونهگیری تصادفی طبقهای چندمرحلهای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه روابط موضوعی بل، پرسشنامه ارضای نیازهای بنیادی روانشناختی دسی و رایان و مقیاس افکار خودکشی بک بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS-26 و AMOS-26 و از طریق آمار توصیفی، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل مسیر و روش بوتاسترپ تحلیل شدند. نتایج نشان داد بین دلبستگی ناایمن، بیگانگی، بیکفایتی اجتماعی و خودمحوری با گرایش به افکار خودکشی رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (0.01>P). همچنین رضایت از نیازهای بنیادی روانی با گرایش به افکار خودکشی رابطه منفی و معنادار داشت (0.01>P). نتایج تحلیل مسیر نشان داد مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. علاوه بر این، اثرات غیرمستقیم روابط موضوعی اولیه بر گرایش به افکار خودکشی از طریق رضایت از نیازهای بنیادی روانی معنادار بود و نقش واسطهای این متغیر مورد تأیید قرار گرفت. یافتههای پژوهش نشان داد روابط موضوعی اولیه ناسازگار میتواند از طریق کاهش رضایت از نیازهای بنیادی روانی، احتمال گرایش نوجوانان به افکار خودکشی را افزایش دهد. بنابراین، توجه به کیفیت روابط خانوادگی و تقویت نیازهای بنیادی روانی نوجوانان میتواند نقش مهمی در پیشگیری از افکار خودکشی و ارتقای سلامت روان آنان داشته باشد.
دانلودها
دانلودها
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1405 هانیه رنجبر خان حسینی, گلزار قبادی, الهام رحیمیان, ملیحه رحیمی (نویسنده); مریم روحانی

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.