فهم پدیدارشناختی تجربه زیسته فرزندان از فرایند جدایی والدین: یک مطالعه کیفی
کلمات کلیدی:
پدیدارشناسی تفسیری, تجربه زیسته, طلاق والدین, فرزندان طلاق, مطالعه کیفی, معنابخشیچکیده
هدف پژوهش حاضر واکاوی عمیق تجربه زیسته فرزندان از فرایند جدایی والدین و فهم چگونگی معنابخشی آنان به این تجربه در بستر زندگی فردی، خانوادگی و فرهنگی بود. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. مشارکتکنندگان شامل ۸ نوجوان، ۵ دختر و ۳ پسر، در دامنه سنی ۱۲ تا ۱۸ سال بودند که جدایی والدین را در کودکی یا نوجوانی تجربه کرده بودند. نمونهگیری بهصورت هدفمند و همگون انجام شد و دادهها از طریق مصاحبههای عمیق، نیمهساختاریافته و دیالوجیک گردآوری گردید. مدت مصاحبهها بین ۴۰ تا ۹۰ دقیقه بود و همه مصاحبهها پس از اخذ رضایت آگاهانه ضبط، پیادهسازی و تحلیل شدند. تحلیل دادهها بر اساس الگوی ششمرحلهای اسمیت، فلاورز و لارکین انجام گرفت و برای افزایش اعتمادپذیری، حساسیت به بافت، بازتابندگی پژوهشگر، مسیر ممیزی و استفاده از نقلقولهای غنی رعایت شد. تحلیل تفسیری دادهها به استخراج چهار مضمون اصلی انجامید: «جهان فروریخته: تجربه فروپاشی امنیت هستیشناختی»، «واگشت زبان: دشواریهای بیان و روایتگری تجربه»، «خویشتن دوپاره: سرگردانی هویتی میان دو جهان»، و «رشد پس از گسست: بازسازی معنا و ترمیم روایت خود». یافتهها نشان داد که جدایی والدین برای فرزندان صرفاً یک رویداد خانوادگی یا تجربه آسیبزا نیست، بلکه فرایندی عمیق، وجودی و معناسازانه است که احساس امنیت، اعتماد، تعلق، زبان روایتگری و انسجام هویتی آنان را تحت تأثیر قرار میدهد. نتایج نشان میدهد که فرزندان طلاق نیازمند مداخلاتی فراتر از حمایتهای نشانهمحور هستند؛ مداخلاتی که بر روایتگری، بازسازی معنا، ترمیم هویت و ایجاد فضای شنیداری امن در خانواده، مدرسه و محیط درمانی تمرکز داشته باشند.
دانلودها
دانلود
چاپ شده
ارسال
بازنگری
پذیرش
شماره
نوع مقاله
مجوز
حق نشر 1403 هاجر معینی کربکندی (نویسنده); اعظم سادات سجادی; مریم سلمانی, کیمیا ابوالحسنی ترقی پور, زینب ضیاالدینی (نویسنده)

این پروژه تحت مجوز بین المللی Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 می باشد.